سراب رد پای تو!

.:شرح حال نویسی:.

سراب رد پای تو!

.:شرح حال نویسی:.

باران

در باران که به خانه برمی‌گردی،
از صاعقه‌ها نترس!
آن‌ها صاعقه نیستند
فلاش‌های دوربینِ خداوندند
که دائم در حال عکس گرفتن از توست!

فردا که از خانه بیرون بیایی
باران بند آمده است
و تصویرت در چال‌آب‌های کوچکِ خیابان
انعکاسِ تاج محل را
در حوضِ مرمرش کم‌رنگ می‌کند...

تو عابری عادی
در خیابان پاییز نیستی!
فرشته‌ای هستی که بال‌هایش را
پشتِ مانتویی سیاه پنهان می‌کند
و مقنعه‌اش معبدِ اینکاست
که خورشید را در خود دارد!

تعجبی ندارد اگر عابران دیگر
این همه را نمی‌بینند،
طعمِ عسل را باید از زنبور کارگری پرسید
که برای به دوش کشیدن شهد
کیلومترها راه را از گلی به گلی پر زده باشد...

من زنبورِ کندویی بودم
که تو را
از آن دزدیدند!



یغما گلرویی
از مجموعه شعر «باران برای تو می‌بارد»


نظرات 1 + ارسال نظر
مریم یکشنبه 2 تیر 1392 ساعت 07:56 ب.ظ http://www.sooskesiah.blogsky.com

سلام دوست عزیز
مطلبت خیلی خیلی زیبا بود!!!!
قالب وبلاگ و قالب نظراتت فوق العاده هستن!!!!
دوست دارم این وبلاگ با قالب و مطلب زیبا توی لینک دوستانم باشه اگه شما هم موافق بودی خبرم کن

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد