-
میلاد حضرت مهدی(عج) مبارک!
دوشنبه 3 تیر 1392 11:00
میلاد با سعادت منجی بشر بر همه ی دوستانم مبارک! اى دل! بشارت مى دهم، خوش روزگارى مى رسد یا درد و غم طـى مـى شود، یا شهریارى مى رسد! گـــر کـــارگـــردان جــــهـــان، باشد خــداى مــهـربان این کشـتـــى طــوفـان زده، هم بر کنارى مى رسد!
-
باران
یکشنبه 2 تیر 1392 19:36
در باران که به خانه برمیگردی، از صاعقهها نترس! آنها صاعقه نیستند فلاشهای دوربینِ خداوندند که دائم در حال عکس گرفتن از توست! فردا که از خانه بیرون بیایی باران بند آمده است و تصویرت در چالآبهای کوچکِ خیابان انعکاسِ تاج محل را در حوضِ مرمرش کمرنگ میکند... تو عابری عادی در خیابان پاییز نیستی! فرشتهای هستی که...
-
سرای بی کسی!
دوشنبه 6 خرداد 1392 13:13
در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند یکی زشب گرفتگان چراغ بر نمی کند کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند هوشنگ ابتهاج
-
روز پدر مبارک!
جمعه 3 خرداد 1392 20:17
دیشب یکی از دوستانم مسیج قشنگی بهم داد: درود بر مردان آنجلس! مردانی که حاضر شدند سگ با خودشان ببرند ولی زن نبرند تا سیصد سال آسوده بخوابند!!! روز مرد مبارک. گذشته از اینکه امروز روز پدره و منزل زیادی داره تولد امام اول شیعیان علی بن ابی طالب(ع)، پسر عمو و داماد پیامبر و همسر حضرت فاطمه زهرا(س) و پدر دو امام مظلوم ماست...
-
گریه نکن!
دوشنبه 30 اردیبهشت 1392 17:40
آسون نشو ای همسفر ویرون نشو ای در به در منو بگیر از هم همه منو به خلوتت ببر معجزه کن خاتون من تولدی دوباره کن منو ببر به حادثه شبو پر از شراره کن ستاره پرپر می کنی ای نازنین گریه نکن پروانه آتش می زنی تو این چنین گریه نکن ابی
-
آتیش!
یکشنبه 29 اردیبهشت 1392 23:14
هر کی به من نزدیک شه آتیشش میزنم گفتم که بعداً نگی نگفتی قبل از تو رو آتیش زدم بعدتم جز این نیست، نزدیک من نیا!
-
نــوازش!
یکشنبه 29 اردیبهشت 1392 17:56
میشه نوازشم کنی وقتی که گرفته حالم میشه بـبـندی بـالمو آخه شکسته بــالم میفهمی چی میگم بهت میبینی خستگیمو میشه بزارم پیش تو چند روزی زندگیمو میشه بشینی پیشمو یه شعر برام بخونی امشب یکم تنها شدم میشه پیشم بمونی انگار یه بغضی تو گلوم داره شکسته میشه اینجوری که پلکای تو هی باز و بسته میشه میشه نوازشم کنی وقتی که گرفته...
-
روز بهاری!
پنجشنبه 26 اردیبهشت 1392 11:15
امروز چه روز قشنگیه هوای فوق العاده ی این روز زیبای بهاری واقعاً آدم رو با نشاط میکنه!
-
عشق می ارزد!
چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392 14:05
به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد دفتر قلب مرا وا کن و نامی بنویس سَنَدِ عشق، به امضا شدنش می ارزد گر چه من تجربه ای از نرسیدن هایم کوشش رود به «دریا» شدنش می ارزد کیستم؟ باز همان آتش سردی که هنوز حتم دارد که به اِحیا شدنش می ارزد با دو دستِ تو فرو ریختنِ دَم به دَمَم به همان لحظه ی...
-
تو که نیستی!
چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392 11:06
تو که نیستی زندگیمو زیر پای کی بریزم! واسه کی دلم بمیره وقتی تو نیستی عزیزم!! دست سرد این زمونه دستامو از تو جدا کرد! بازی دوری و حسرت با دلای ما چی ها کرد!! عشق تو توی وجودم تا همیشه موندگاره همه آرزوم همینه که ببینمت دوباره! دوری تو داره آروم منو از پا در میاره رنگ پیری ذره ذره تو وجودم پا میذاره! تو بگو چقدر با...
-
شکنجه گر!
چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392 10:39
روزهای بی رنگ گذشته داره کم کم، آروم آروم محو و نابود میشه این روزها خاطره میشن خاطراتی تلخ راستش میخواستم این وبلاگ رو با نام شکنجه گر شروع کنم، عنوان یکی از آهنگ های داریوش که خیلی این روزا گوش میدم حتی قالبشم کامل ساختم ولی ولی ما هر چه میکشیم از سر عشق میکشیم: عذاب میکشم ولی عذاب من گناه نیست! وقتی شکنجه گر تویی...
-
یوسف گم گشته
چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392 10:32
سرخ صورتم از سیلی ، اما زرد تنم یوسف هم دست حق و پاره پاره پیرهنم از درون همه ویرونم ، اما ظاهرم آباد شهر خاموشانه قلبم ، رو لبام پره فریاد من همه نقدینه هام رو پای عاشقی دادم پا به زنجیر و اسیرم ، اما از خودم آزاد سرخ صورتم از سیلی ، اما زرد تنم یوسف هم دست حق و پاره پاره پیرهنم آبروم رفته از دست آوازه های عشق مونده...
-
شرح یک دوستی!
سهشنبه 24 اردیبهشت 1392 21:28
داستان ما از زمانی آغاز شد که من تازه از یه رابطه ی طولانی در اومده بودم اولش مثل یه بازی بود ولی کم کم جدی و جدی تر شد باورش سخت بود که یه دختری که از خودمم بزرگ تره میتونه انقدر تحت تاثیر قرارم بده همین طور برای اون که به چشم یه تفریح جلو اومد و دل بست گذشت...زمان گذشت... یه دفعه چشم باز کردیم دیدیم یک ساله که با...
-
شروعی نو!
سهشنبه 24 اردیبهشت 1392 18:26
مینویسم تا بمانم!